سالروز رسیدن هایت مبارک

خرید بک لینک
روزی
من پنجاه ساله میشوم
و
موهایم جوگندمی
حتما
بازهم شبها
تنهایی قدم میزنم
کم حرف تر
و آرام تر میشوم
کمتر میخندم
بیشتر نگاه میکنم
و عمیق تر فکر


حتما
توهم
کمتر چشمانت میدرخشد
و به آراستگیِ قبل نیستی
و هرگز خاطرت نیست
یادگاری های کوچکم
میان کدام کتاب فراموشی ات خاک میخورد
و اصلا برایت مهم نیست
تنها مخاطب زندگیِ یک مرد بودن چه حسی دارد
لابد
آن موقع دخترت عاشق شده
و سعی داری
انتخاب منطقی را یادش دهی
و برای دوست داشتنش
دلیل عقلانی بخواهی
و یکروز
که سعی داری هوای یک عشق را از سر دخترت بپرانی
باهم
سری به کتاب های دانشگاهی ات میزنی
. خشکت میزند
و یک لبخند عمیق
از انبار کهنه دلت بیرون می آید
نفست حبس میشود
و من را بیاد می آوری
و مقایسه بین
لحظات شاد و دیوانگی های دوران جوانی ات
با زندگی کنونی ات
گند بزند به تمام دلایل منطقی ات
و بلاخره در چهل و چهارسالگی
متوجه میشوی
عاشقی منطق ندارد
و دوست داشتن ...
دلیل...

| | 
عشق قربانی غرور...

ما را در سایت عشق قربانی غرور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: سه شنبه 25 آذر 1404 ساعت: 8:46

صفحه بندی