
وقتی شانزده ساله ای، باید عاشق شوی؛ هنوز خیلی جوانی استخوانهایت دوباره زود پیوند می خورند... بیست و پنج سالگی به بعد دیر است.... علیل می مانی... ساعتم را فروختم ... تا حساب روزهاي نبودنت از دستم در برود ... امروز يك سال و یک ماه و یک هفته و چهار روز و پنج ساعت و شش دقیقه و هفت ثانیه است كه نيستي؛ اين نبض لعنتي از ساعت هم دقيق تر است ! ...
ادامه مطلب
اخرين ساعت دلتنگي مهرچه غم انگيز شدهجمعه كه خود سبب اشكِ همه ي عاشق هاست ز سر رفتن مهر به رُخش اشك سرازير شده همه ي خواهش جمعه به نگاهش مخفيست ناگزيرست وليمهر محكوم به اين دلتنگيست.... مرتضي نوربخش...
ادامه مطلب
یه روز یکی بهم گفت هیچوقت بعد از ساعت 2 شب تصمیم نگیر، فقط بخواب... پرسیدم چرا؟ گفت که به نظر من یه هورمونی بعد ساعت 2 تو بدنت ترشح میشه که باعث میشه یه تصمیمی بگیری یا یه کاری بکنی که هیچوقت ساعت 7 صبح نمیکنی، بهت جیگر میده تا دیوونه بازی دربیاری، کاری که میکنه اینه که بهت جرعت اینو میده که به یه نفر بگی چقدر دوستش داری یا چقدر دلت براش تنگ شده. با خودم گفتم پس من هر شب قبل از ساعت 2 میخوابم که هیچوقت درگیر این هورمون نشم... سالها از اون روز گذشت، ساعت 1:45 شب بود، توی تختم بودم و داشتم بهش فکر میکردم. دیوونه وار عاشقش بودم و میدونستم که حسم متقابل نیست. برای ب...
ادامه مطلب