خرید بک لینک

تو میخواستی بروی..
من میخواستم بمانی..
باورمیکنی یانه!؟
نمی دانم..
دلم برایت تنگ میشود
وقتی هوا میگیرد
باران میزند
برگها میافتند
کوچه باشد یا خیابان..
شهر یا زندان
فرقی نمیکند
دلم برایت تنگ میشود.
*
حواست به نبودنت هست یا نه!؟
نمی دانم..
کمی شکستهتر شده ام، خستهتر
نفسم بیشتر میگیرد
کاش میدانستی
خاطرات، آدم را پیرتر می کند..
خستهتر
شکستهتر
*
مرا به یاد داری یا نه؟
نمیدانم
اینجا..
پاییز بوی تورا می دهد هنوز.

برچسب: پاییز لعنتی,پاییز لعنتی بهراد شهریاری,پاییز لعنتی از بهراد شهریاری, نویسنده: باران میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 13:28

صفحه بندی